همه درد ها یک طرف ، درد کشیدن مادر یک طرف

دستان مادرم طاقت اینهمه درد را ندارد ، حواست هست ... هوایش را داشته باش بیشتر ، خدا .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

برای پاک کردن کتاب‌ها، کافی است آنها را باز نکنیم.
آدم‌ها هم همینطور، برای محو کردن‌شان کافی است هرگز با آنها صحبت نکنیم...

 

+ کریستین بوبن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

 

270 روز انتظار و جنگ ...

 

+ پدر بالاخره حرف زد :)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

 

چه سالی شده این سال 94 ، چه روزایی رو داریم سپری می کنیم / تو یکی از همین روزها مادر فشارش بی هیچ مقدمه ای افتاد ، کمی طبق همه تجربه های که همه مون داریم حال مادر بهتر شد اما این ماجرا چند بار دیگه تو روزای بعدی هم اتفاق افتاد ، ساده از کنارش نگذشتیم و برای مادر پیش دکترش نوبت گرفتیم / دکتر گفت به خاطر فشارهایی که تو این مدت به قلبش اومده باید جراحی شه !... هر چه سریعتر ... یعنی فردا ...

 

+

و اما تو! ای مادر!

 

ای مادر!

 

هوا

 

همان چیزی ست که به دور سرت می چرخد

 

و هنگامی تو می خندی

صاف تر می شود …

+ این روزها پر از نگرانی ام پر از استرس حتی استرس خداحافظی رو دارم با پدرم ، با مادرم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

کار دیگری نداریم

من و خورشید

برای دوست داشتنت

بیدار می شویم

هر صبح ...

 

 

+ احمد شاملو

+ برای پدرم برای تحمل 218 روزه اش

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |