![]() |
*
فرصتی بخواهید
تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه
شانه بزنید
فرصتی بخواهید
که مخفی ترین نام خود را
که خون شما را صورتی می کند
از رود بزرگ بپرسید
به نام آن اسب
به نام آن بیابان
شما فرصت دارید
تا چیدن گندم ها
تا زرد شدن کامل گندم ها
عاشق شوید
فقط روزهای کودکی رابرای یکدیگر
نگویید
گندم ها زرد شدند
گندم ها چیده شدند
نان گرم آماده است
ولی
شما کنار بوته های زرد ذرت باشید
آب را در کوزه بریزید
کوزه را کنار تنها بوته ی گل سرخ
بگذارید
ما
شما را هنوز به خاطر آن گل سرخ
دوست داریم
**
می فهمیم دیگر پایین تر از این ، تحمل ناپذیرتر از این ، ممکن نیست ...
* احمدرضا احمدی
** حسین سناپور
*** به روزم AFSHIN.aminus3
هر کودکی که به دنیا می آید حامل برات امیدی است که شاید نجات بشریت به دست او باشد ...
با باران آمدی...
پاک و آرام و دوست داشتنی ....
نفس بکش آرام و آهسته با گریه های بی امان ....
اینجا زمین است جایی برای زندگی ...
باش عاشق ....
عاشق زندگی ....
عاشق مردم ....
عاشق طبیعت ...
و زیبایی هایی را که از درون می جوشند ....
* تو را از امروز " هستی " می نامیم ...
* برای برادرزاده عزیزم