![]() |
یه وقتایی ، این دلشوره و این حس عجیب یه جوری میاد سراغم که انگاری یه چیزی داره میشه یه اتفاقی که داره از راه می رسه ، یه حرف مزه مزه ای که باید شنیده بشه ، یه ماجرایی که سخت باید بپذیرمش با تمام هیاهویی که ساخته میشه ...
12 اردی بهشت
با صدای بی صدا
مثِ یک کوه، بلند… مثِ یک خواب، کوتاه…
یه مرد بود؛ یه مرد…
بی مست که سودایت
دیوانه کند ما را ...