![]() |
گفتم کفی بزن
دستهایت را شکسته بودند
گفتم حرفی
زبانت را
چشم گشودی وآنگاه… هزاران گره…
آنان به پنجره سنگ میزنند
کورمان میکنند
آیینه را میشکنند
و در این میان سنگ به نجوای پنجره پاسخ میدهد
خدایا چه آسان همه چیز شکسته میشود
ما
روزمان را آغاز میکنیم
حال آنکه از گذشته نمیدانیم
و گاه مرگی فرا میرسد
که ما را به فردا نمیسپارد
و او
او که خبر میفروشد
برای روزنامه
فریاد میکشد
+ تد هیوز
هرجا که میرم پیش چشمامی بغضم مثل یه کوه سنگینه!
یادت میفتم نفسم میره دنیای این روزای من اینه…
یک لحظه چشمای تورو دیدم تا چشم پیش همه زیبا شم…
+دمای چهل درجه
+آهنگ روزبه بمانی
+کتاب روزبه بمانی
+شیخ زاهد
+ اتفاق خوب ، خیلی خوب
+ سال 1400
تنها آرزویت میتوانست این باشد که پیش از آنکه کف شوی و فنا شوی هنوز اندکی روی آب بمانی.
+ همه می میرند