![]() |
نمی شود پاییز
فضای نمناک جنگلی اش
برگ های خسته ی زردش
غمگین تر از نگاه تو باشد
نمی شود می دانم
نمی شود آوازی
که مرد روستایی و عاشق
با صدایی صاف
در اعماق دره می خواند
در شمالِ شمال
رنگین تر از صدای تو باشد
نمی شود ... می دانم ...
+نادر ابراهیمی
قلب من از صداي تو چه عاشقانه كوك شد
تمام پرسه هاي من كنار تو سلوك شد
عذاب مي كشم ولي عذاب من گناه نيست
وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست
+ شریف