حادثه دوست داشتن تو ، چه این روزها تکرار می شود ...

                                              و این تکرار را دوست دارم ...



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 


تو به قدیسه ها می مانی. آنها هم مثل تو شاد گم گشته اند. آنها هم مثل تو قلبشان را از اولین پنجره باز بیرون می اندازند. قدیسه ها زیبا ترین زنان دنیایند. دلیل زیبایی شان، نیرویی است که از دست داده اند. در صدای شان همان سکوتی است که در کلام آزادشدگان تبعیدگاه های جنگی-انگار رنج و عشق در نهایتشان، هر دو همان رشته اعصاب سکوت را تحریک می کنند... قدیسه ها می گویند: ما صدا می زنیم، ما آن کس را که در آن سوی قلبمان است، صدا می زنیم ولی هرگز نمی دانیم آیا او می شنود یا نه، حتی نمی دانیم آیا اصلا کسی در آن سو هست یا نه. ضعف زبان موجب این حالات می شود. چرا که آنها بر ضعیف ترین زندگی ها دست می گذارند. وقتی که زندگی چیزی جز درد یا شادی خالص نیست، چیزی جز تکیدن از گشنگی در تبعید گاه یا امتداد مبهم فقدان نیست: تجربه زندگی ضعیف، سخت ترین تجربه هاست.


+ کریستین بوبن


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |