تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
از غم خود بپرس کو با دل ما چه میکند
این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردن است
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است
چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه ، خواهش ماه کردن است

+ شهریار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۱ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

درخت

زخم‌هایش را می‌شمارد

کودکان

توت‌های ریخته را

و گنجشک‌ها

به جایی پریده‌اند

نه چندان دور

چنان که

ترس آن‌ها هنوز شیرین است.

#یدالله امینی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۱ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

می گویند چشم ها و زبان، بیش از سایر اعضا با روح در ارتباط هستند. نمی دانم که آیا این حرف حقیقت دارد یا خیر، اما آنچه می دانم این است که مرگ مانند دزدی که به گنجی می رسد، ولع دارد و با شتاب هرچه تمام تر، آن را می بلعد و در یک هزارم ثانیه چشم ها تهی می شوند و زبان، خاموش. و این یعنی پایان، پایان، پایان...

#کریستین_بوبن (۱۹۵۱- ۲۰۲۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر ۱۴۰۱ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |