![]() |
در صفحه اول کتابی به نام " شیوه دیگری برای گفتن " نوشت :
تقدیم به دوست خوبم افشین 87/3/13
امروز چند خط پایین تر می نویسم :
" زندگی کابوسی است شیرین "
در برابر جمله ای گرد افشان و آرام ((برف می بارد)) ما هیچ وقت این پرسش را قرار نمی دهیم : (( کیست که برف می بارد؟)) این امر نشان دهنده ی وقوع یک فعل ناب ، یک رویداد بی آفریننده است یعنی : (( برف هست ، این جا ، اکنون )) . (( بگو دوستت دارم )) هیچ چیز دیگر نگو . (( دوست داشتن )) یک فعل هم خانواده با (( برف باریدن )) است . کیست که برف می بارد ؟ برف . کیست که عشق می ورزد؟ عشق .
(( دوستت دارم )) یعنی (( عشق هست ، این جا ، اکنون . جز عشق چیزی وجود ندارد و من ، در این میان نیستم . من فقط برای بیان آنچه در این جاست ، این جایم ، آن هم نه همیشه ، پس دیگر نیستم )).
الان ...
شايد قابليت پذيرفتن خيلي چيزهارو دارم ..... قابليت بخشيدن خيلي چيزا رو ....
اما ديگه چيزي براي بخشش ندارم . خيلي از چيزهايي رو كه داشتم خيلي ساده از بين رفت .
مثل خودم ...
* کسانی که دور و بر ما هستند گاهی چشم های خود را می بندند و بی آن که چیزی ببینند ار کنار زندگی مان می گذرند.هیچ وقت نمی دانند که ما هستیم و در کجا ایستاده ایم ، بد نیست ابن موضوع را با آن ها در میان بگذاریم." کریستیان بوبن "
* دوم خرداد 1388 ساعت دوازده و یازده دقیقه صبح .