یه چند روز اومده بود پیشم ،ساعت هشت شب بود وسط حرف زدنا بهم گفت هر کسی برای اینکه حال و احوال بخواد بگیره از کسی باید بینشون یه رمز باشه . خیلی ذوق داشت اسم رمز رو واسش فرستاد:

+گفت ببین الان چی جواب میده

+اون جواب نداد

 

 

+ دقیقا 36 ساعت منتظر بود

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت

 

+ با من گوش کن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

 

من اینجا
دلم سخت معجزه می‌خواهد و
تو انگار
معجزه‌هایت را
گذاشته‌ای برای روز مبادا.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |