یه چند روز اومده بود پیشم ،ساعت هشت شب بود وسط حرف زدنا بهم گفت هر کسی برای اینکه حال و احوال بخواد بگیره از کسی باید بینشون یه رمز باشه . خیلی ذوق داشت اسم رمز رو واسش فرستاد:
+گفت ببین الان چی جواب میده
+اون جواب نداد
+ دقیقا 36 ساعت منتظر بود
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت توسط ...::: افشین :::...
|
سلام ...
روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقه ای گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند ...
آهود دهخدا : [ اِخ ] پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).