![]() |
در نقاشی لحظه یی فرامی رسد که نقاش می داند تابلویش تمام شده است. چرایش را نمی داند. تنها به ناتوانی ناگهانی اش از ایجاد هرگونه تغییر در تابلو معترف می شود. تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند؛ وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که هنرمند در برابرش به تنهایی مطلق می رسد. زنی که امروز صحبت می کند در برابر عشقش مانند نقاش است در برابر تابلویش. در خاتمه دادن دو دل است. مدام می خواهد چیزی را اصلاح کند. می خواهد لحظه تنهایی را به تعویق بیندازد ...
+ كريستيان بوبن