پنجه های پایی ایستاد ، دستی دراز شد تا گلبرگ های بزرگ تر را بچیند و مشتی از آنها مراقبت کرد تا بهار نارنج های بهار را برایم بیاورد ، برگ برگش را در جعبه چوبی نگهشان داشتم برای این روزها ...

برای این روزها ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |