رو صندلی عقب نشسته بود سمت شاگرد ، سر یه چهار راه یه ماشین اومد زد وسط درب جلو (سمت شاگرد) از شدت ضربه ، پرت شد سرش خورد به ذستگیره درب عقب سمت راننده ... دو روز ازش حالشو پرسیده بودم ؛ هیچی نگفت ، هیچی ، شنبه که دیدمش بهش گفتم چرا چیزی نگفتی ، خبری ، چیزی

یه چیزایی گفت ، نشنیدم ، نخواستم بشنوم بیشتر توجیه بود ولی از صورتش همه چی پیدا بود از چشاش می شد فهمید ...

نزدیک بود ضربه مغزی بشی :(

بازم حالشو پرسیدم ، باز چیزی نگفت ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |