يه شب مهتاب ماه میآد تو خواب منو میبره کوچه به کوچه باغ انگوری باغ آلوچه دره به دره صحرا به صحرا اون جا که شبا پشت بيشهها يه پری میآد ترسون و لرزون پاشو میذاره تو آب چشمه شونه میکنه موی پريشون
يه شب مهتاب ماه میآد تو خواب منو میبره ته اون دره اون جا که شبا يکه و تنها تک درخت بيد شاد و پر اميد میکنه به ناز دستشو دراز که يه ستاره بچکه مثه يه چيکه بارون به جای ميوهش سر يه شاخهش میشه آويزون
يه شب مهتاب ماه میآد تو خواب منو میبره از توی زندون مثه شبپره با خودش بيرون میبره اونجا که شب سيا تا دم سحر شهيدای شهر با فانوس خون جار میکشن تو خيابونا سر ميدونا عمو يادگار مرد کينه دار مستی يا هشيار خوابی يا بيدار
مستيم و هشيار شهيدای شهر خوابيم و بيدار شهيدای شهر آخرش يه شب ماه میآد بيرون از سر اون کوه بالای دره روی اين ميدون رد میشه خندون
يه شب ماه میاد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۷ساعت توسط ...::: افشین :::...
|
سلام ...
روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقه ای گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند ...
آهود دهخدا : [ اِخ ] پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).