وقتی خوشحالم زود می فهمم که این تویی – گویی انگشتان باران
، گل ها و خورشید ظرف کریستالی را تا سر حد ممکن به ارتعاش در می آورند . از این
ارتعاش است که من حضور تو را در خود حس می کنم ...
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند ۱۳۸۸ساعت توسط ...::: افشین :::...
|
سلام ...
روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقه ای گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند ...
آهود دهخدا : [ اِخ ] پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).